هواشناسی کرمان
انسان، از نخستين سال هاي زندگي اجتماعي، زماني که از راه شکار و گردآوري خوراک هاي گياهي روزگار مي گذراند، متوجه بازگشت و تکرار برخي از رويدادهاي طبـيعي، يعني تکرار فصول شد.  زمان يخ بندان ها موسم شکوفه ها، هنگام جفت گيري پرندگان و چرندگان را از يکديگر جدا کرد.  نياز به محاسبه در دوران کشاورزي، يعني نياز به دانستن زمان کاشت و برداشت؛ فصل بندي ها و تقويم دهقاني و زراعي را بوجود آورد. نخستين محاسبه فصل ها، بي گمان در همهً جامعه ها، با گردش ماه که تغيـيـر آن آسانتر ديده مي شد، صورت گرفت.  و بالاخره نارسايي ها و ناهماهنگي هايي که تقويم قمري، با تقويم دهقاني داشت، محاسبه و تنظيم تقويم بر اساس گردش خورشيد صورت پذيرفت.  سال در نزد ايرانيان همواره داراي فصل نبوده، زماني شامل دو فصل : زمستان ده ماهه و تابستان دو ماهه بوده؛ و زماني ديگر تابستان هفت ماه ( از فروردين تا آبان) و زمستان پنج ماه ( از آبان تا فروردين ) بوده، و سرانجام از زماني نسبتاً کهن به چهار فصل سه ماهه تقسيم گرديده است. گذشته از ايران: "سال و ماه سغدي ها، خوارزمي ها، سيستان ها در شرق و کاپادوکي ها و ارمني ها در مغرب ايران، بدون کم و زياد همان سال و ماه ايراني است".
آغاز سال
مردم شناسان را عقيده بر اين است که محاسبه آغاز سال، در ميان قوم ها و گروه هاي کهن، از دوران کشاورزي، همراه با مرحله اي از کشت يا برداشت بوده و بدين جهت است که آغاز سال نو در بيشتر کشورها و آيـيـن ها در نخستين روزهاي پائيز، يا زمستان و يا بهار مي باشد.  آغاز سال ايرانيان، هر چند زماني دستخوش تغيـيـر گرديد ولي حمزه اصفهاني در کتاب سني ملوک الارض و الا نبـيـاء و ابوريحان بـيـروني در آثار الباقيه گويند که آغاز سال ايراني، از زمان خلقت انسان ( يعني ابتداي هزاره هفتم از تاريخ عالم ) روز هرمز از ماه فروردين بود. وقتي که آفتاب در نصف
النهار، در نقطهً اعتدال ربـيـعي بود، و طالع سرطان بود. 


پيدايش جشن نوروز
در ادبـيـات فارسي جشن نوروز را، مانند بسياري ديگر از آيـيـن ها، رسم ها، فرهنگ ها و تمدن ها به نخستين پادشاهان نسبت مي دهند.  شاعران و نويسندگان قرن چهارم و پنجم هجري، چون فردوسي ،منوچهري، عنصري، بـيـروني، طبري، مسعـودي، مسکويه، گرديزي و بسياري ديگر که منبع تاريخي و اسطوره اي آنان بي گمان ادبـيـات پـيـش از اسلام بوده، نوروز و برگزاري جشن نوروز را از زمان پادشاهي جمشيد مي دانند، که تـنـها به چند نمونه و مورد اشاره مي شود :
جهان انجمن شد بر تخت اوي               از آن بر شده فره بخت اوي
به جمشيد بر گوهر افشاندند               مر آن روز را روز نو خواندند
سر سال نو هرمز فرودين                     بر آسوده از رنج تن، دل ز کين
به نوروز نو شاه گيتي فروز                   بر آن تخت بنشست فيروزروز
بزرگان به شادي بياراستند                   مي و رود و رامشگران خواستند
 محمد بن جرير طبري نوروز را سر آغاز دادگري جمشيد دانسته : 
 جمشيد علما را فرمود که آن روز که من بـنـشـسـتم به مظالم، شما نزد مي باشيد تا هر چه در او داد و عدل باشد بنمايـيـد، تا من آن کنم.  و آن روز که به مظالم نشـسـت روز هرمز بود از ماه فروردين. پس آن روز رسم کردند.   
ابوريحان بـيـروني پرواز کردن جمشيد را آغاز جشن نوروز مي داند : چون جمشيد براي خود گردونه بساخت، در اين روز بر آن سوار شد، و جن و شياطين او را در هوا حمل کردند و به يک روز از کوه دماوند به بابل آمد و مردم براي ديـدن اين امر به شگفت شدند و اين روز را عيد گرفته و براي يادبود آن روز تاب مي نـشـيـنـند و تاب مي خورند. 
به نوشته گرديزي، جمشيد جشن نوروز را به شکرانهً اين که خداوند " گرما و سرما و بيماري و مرگ را از مردمان گرفت و سيصد سال بر اين جمله بود " برگزار کرد و هم در اين روز بود که " جمشيد بر گوساله اي نشست و به سوي جنوب رفت به حرب ديوان و سياهان و با ايشان حرب کرد و همه را مقهور کرد. "  و سرانجام خيام مي نويسد که جمشيد به مناسبت باز آمدن خورشيد به برج حمل، نوروز را جشن گرفت : سبب نهادن نوروز آن بوده است که آفتاب را دو دور بود، يکي آنکه هر سيصد و شصت و پنج شبان روز به اول دقيقه حمل باز آمد و به همان روز که رفته بود بدين دقيقه نتواند از آمدن، چه هر سال از مدت همي کم شود؛ و چون جمشيد، آن روز دريافت ( آن را ) نوروز نام نهاد و جشن و آيـيـن آورد و پس از آن پادشاهان و ديگر مردمان بدو اقتدا کردند.  
در خور يادآوري است که جشن نوروز پـيـش از جمشيد نيز برگزار مي شده و ابوريحان نيز، با آنکه جشن را به جمشيد منسوب مي کند، ياد آور     مي شود که، " آن روز را که روز تازه اي بود جمشيد عيد گرفت؛ اگر چه پـيـش از آن هم نوروز بزرگ و معظم بود " .   گذشته از ايران، در آسياي صغير و يونان، برگزاري جشن ها و آيـيـن هايي را در آغاز بهار سراغ داريم.  در منطقهً ليدي و فري ژي، براساس اسطوره هاي کهن، به افتخار سي بل، الههً باروري و معروف به مادر خدايان، و الههً آتيس جشني در هنگام رسيدن خورشيد به برج حمل و هنگام اعتدال بهاري، برگزار مي شد. مورخان از برگزاري آن در زمان اگـُوست شاه در تمامي سرزمين فري ژي و يونان و ليدي  و آناتولي خبر مي دهند. به ويژه از جشن و شادي بزرگ در سه روز 25 تا 28 مارس ( 4 تا 7 فروردين ) .
صدرالدين عيني دربارهً برگزاري جشن نوروز در تاجيکستان و بخارا ( ازبکستان ) مي نويسد: ... به سبب اول بهار، در وقت به حرکت در آمدن تمام رستـني ها، راست آمدن اين عيد، طبـيـعت انسان هم به حرکت مي آيد. از اين جاست که تاجيکان مي گويند : " حمل، همه چيز در عمل ". در حقيقت اين عيد به حرکت آمدن کشت هاي غله، دانه و سر شدن ( آغاز ) کشت و کار و ديگر حاصلات زميني است که انسان را سير کرده و سبب بقاي حيات او مي شود.  وي در جاي ديگر مي گويد :   در بخارا " نوروز " را عيد ملي عموم فارسي زبانان است، بسيار حرمت مي کردند. حتي ملاي ديني به اين عيد که پيش از اسلاميت، عادت ملي بوده، بعد از مسلمان شدن هم مردم اين عيد را ترک نکرده بودند، رنگ ديني اسلامي داده، از وي فايده مي بردند. از آيت هاي قرآن هفت سلام نوشته به " غولونگ آب " که خوردن وي در نوروز از عادت هاي ملي بيـش تره بوده، تر کرده مي خوردند. ولي برگزاري شکوهمند و باورمند و همگاني اين جشن در دستگاه هاي حکومتي و سازمان هاي دولتي و غير دولتي و در بيـن همهً قشرها و گروه هاي اجتماعي، بي گمان، از ويژگي هاي ايران زمين است، که با وجود جنگ و ستيزها، شکست ها و دگرگوني هاي سياسي، اجتماعي، اعتقادي، علمي و فني، از روزگاران کهن پا بر جا مانده، و افزون بر آن به جامعه ها و فرهنگ هاي ديگر نيز راه يافته است؛ و در مقام مقايسه، امروز جامعـه و کشوري را با جشن و آيـيـن چندين روزه اي، که چنين همگاني و مورد احترام و باور خاص و عام، فقير و غني، کوچک و بزرگ و بالاخره شهري و روستايـي و عشايـري باشد، سراغ نداريم.  


روزها يا ماه جشن نوروز
مدت برگزاري جشن هايي چون مهرگان، يلدا، سده و بسياري ديگر، معـمولا يک روز ( يا يک شب ) بـيشتر نيست.  ولي جشن نوروز، که درباره اش اصطلاح " جشن ها و آيـيـن هاي نوروزي " گوياتر است، دست کم يک يا دو هفته ادامه دارد. ابوريحان بيروني مدت برگزاري جشن نوروز را، پس از جمشيد يک ماه مي نويسد :  
 چون جم درگذشت، پادشاهان همه روزهاي اين ماه را عيد گرفتند. عيدها را شش بخش نمودند : 5 روز نخست را به پادشاهان اختصاص دادند، 5 روز دوم را به اشراف ،5 روز سوم را به خادمان و کارکنان پادشاهي، 5 روز چهارم را به نديمان و درباريان، 5 روز پنجم را به توده مردم و پنجه ششم را به برزيگران. 
کمپفر در سفرنامهً خود آورده که، در زمان شاه سليمان صفوي، مهماني ها، تفريح و جشن هاي نوروز در ميدان هاي عمومي تا سه هفته طول مي کشيد. "درو ويل" مدت تعطيلي جشن نوروز را در زمان فتحعليشاه دو هفته مي نويسد.  ولي برگزاري مراسم نوروزي امروز، دست کم از پنجه و " چهارشنبه آخر سال " آغاز و در " سيزده بدر " پايان مي پذيرد.
رسم ها و آيـيـن هاي نوروزي که از روزگاران کهن برگزاري آن ها از نسلي به نسل بعد به ارث رسيده، به ناگزير با دگرگوني شيوه هاي زندگي، تکنولوژي هاي صنعتي و ماشيني، سازمان هاي اداري، شغـل ها، قانون ها، وسايـل ارتباط جمعي جديـد - چنان که خواهيم ديد - بدون آنکه هويـت خود را از دست بدهد، تحول يافته است.   از آداب و رسم هاي کهن پـيـش از نوروز، بايستي از پنجه ( خمسه مسترقه )، چهارشنبه سوري و خانه تکاني ياد کرد. 
پنجه ( خمسه مسترقه )
بنابر سال نماي کهن ايران، هر يک از دوازده ماه سال سي روز است و پنج روز باقي ماندهً سال را پنجه، پنجک، خمسه مسترقه، پيتک( در زبان و تقويم مازندراني ) يا بهيزک ( در روز شمار زردشتيان ) گويند. ابوريحان دربارهً پنجه مي نويسد :
  ... هر يک از ماه هاي فارسي سي روز است و از آن جا که سال حقيقي سيصد و شصت و پنج روز است، پارسيان پنج روز ديگر سال را " پنجي " و " اندرگاه " گويند. سپس اين نام تعريب شده و " اندرجاه " گفته شد و نيز اين پنج روز ديگر را روزهاي مسترقه نامند، زيرا که در شمار هيچ يک از ماه ها حساب نمي شود .... 
اين پنج روز را که همزمان با يکي از شش " گهنبار " است، جشن مي گرفـتـند. مراسم پنجه تا سال 1304، که تقويم رسمي شش ماه اول سال را سي و يک روز قرار داد، برگزار مي شد. 
برگزاري جشن خمسه در بين همهً قشرهاي اجتماعي رواج داشت. به طوري که در 1311 هجري قمري مردي نيک انديش در هزينه کردن درآمد موقوفهً خود، در استرک کاشان، سفارش مي کند که : " ... بقيه منافع وقف را هر ساله برنج ابتياع نموده از آخر خمسه مسترقه به تمام اهالي استرک وضيع و شريف ذکور و اناث، صغير و کبـير بالسويه برسانند ".   در گاهشماري تبري، که نوروز در مرداد ماه برگزار مي شد، مراسم پنجه، در دورهً صفويه، همزمان با جشن و روز آب پاشان بود :   ... و حضرت اعلي شاهي ظل اللهي، به دستور ولايت بهشت آساي مازندران کامياب دولت بودند، و چون فصل نشاط افزاي بهاري سپري گشته، هواي آن ديار رو به گرمي نهاد، ارادهً تماشاي جشن و سرور پنجه که معتاد مردم گيلان است از خاطر خطير سر زد.  رسم مردم گيلان است که در ايام خمسه مسترقه هر سال که به حساب اهل تنجيم آن ملک، بعد از انقضاي سه ماه بهار قرار داده اند، و در ميانه اهل عجم روز آب پاشان است؛ بزرگ و کوچک و مذکر و موًنث به کنار دريا آمده، پنج روز به سور و سرور مي پردازند و همگي از لباس تکليف عريان گشته، هر جماعت با اهل خود به آب درآمده، با يکديگر آب بازي کرده، و بدين طرب و خرمي مي گذرانند و الحق تماشاي
غريبي است.  


مير نوروزي
از جمله آيـيـن هاي اين جشن پنج روزه، که در شمار روزهاي سال  و ماه و کار نبود، براي شوخي و سرگرمي، حاکم و اميري انتخاب مي کردند که رفتار و دستورهايش خنده آور بود، و در پايان جشن از ترس آزار مردمان فرار مي کرد. ابوريحان از مردي کوسه ياد مي کند که با جامه و آرايشي شگفت انگيز و خنده آور، در نخستين روز بهار مردم را سرگرم مي کرد و چيزي مي گرفت.  و هم اوست که حافظ به عنوان "مير نوروزي" دوران حکومتش را " بيش از پنج روز " نمي داند. 
مسعـودي در اين باره مي نويسد : ... پنج روز آخر آن فروردگان است، که روز اول آن در عراق و ايران کوسه اي بر استر خود سوار شود ( و اين جز در عراق و ديار عجم رسم نيست و اهل شام و جزيره و مصر و يمن آن را ندانند )، و تا چند روز جوز و سير و گوشت چاق و ديگر غذاهاي گرم و نوشيدني هاي گرمازا و سرمابر به او بخورانند و بنوشانند و چنان وانمود کند که سرما را بـيرون مي کند و آب سرد بر او ريزد و احساس رنج نکند، و به فارسي بانگ زند: " گرما، گرما" و اين هنگام عيد عجميان است که در اثـناي آن طرب کنند و شاد باشند.
از برگزاري رسم ميرنوروزي، تا 73 سال پيش، آگاهي داريم؛ علامه محمد قزويني در پژوهشي ارزشمند دربارهً ميرنوروزي - که مانند همه پژوهش هاي آن علامهً فقيد ادبي و فرهنگي مي باشد - شرحي آورده است، که خود مي تواند پژوهش مردم نگاري باشد و دريغم آمد که به اشاره بسنده شود.
.... يکي از دوستان موثـق نگارنده، از اطباي مشهور، که سابق در خراسان مقيم بوده اند، در جواب استفسار من از ايشان در اين موضوع، مکتوب ذيل را به اينجانب مرقوم داشته اند که عيناً درج مي شود : " در بهار 1302 هجري شمسي براي معـالجه بيماري به بجنورد رفته بودم. از اول فروردين تا چهاردهم فروردين در آنجا بودم، در دهم فروردين ديدم جماعت کثيري، سواره و پـياده مي گذرند، که يکي از آنها با لباس فاخر، بر اسب رشيدي نشسته، چتري بر سر افراشته بود.  جماعتي هم سواره در جلو و عقب او روان بودند. يکدسته هم پـياده به عنوان شاطر و فراش که بعضي چوبي در دست داشتند، در رکاب او يعـني پيشاپـيش و در جنبـين و در عقب او روان بودند، چند نفر هم چوب هاي بلند در دست داشتـند که بر سر هر چوبي سر حيواني از قبـيل گاو يا گوسفند بود، يعـني استخوان جمجمه حيواني، و اين رمز از آن بود که امير از جنگي فاتحانه برگشته و سرهاي دشمنان را با خود مي آورد. دنبال اين جماعت، انبوه کثيري از مردم متفرقه، بزرگ و خرد، روان بودند و هياهوي بسيار داشتـند. تحقيق کردم، گفتند که در نوروز يک نفر امير مي شود، که تا سيزده عيد، امير و حکمفرماي شهر است، به اعيان و اعزه شهر حوالهً نقد و جنس مي دهد، که همه کم يا زياد تقديم مي کنند. به اين طريق که مثلا حکمي مي نويسد براي فلان متعـين : - که شما بايد صد هزار تومان تسليم صندوق خانه کنيد، البته مفهوم اين است که صد تومان بايد بدهيد. البته اين صد تومان را کم و زياد مي کردند، ولي در هر حال چيزي گفته مي شد، غالب اعيان به رغبت و رضا چيزي مي دادند. زيرا، جزو عادات عيد نوروز به فال نيک مي گرفتـند. از جمله به ايلخاني هم مبلغي حواله مي دادند که مي پرداخت. بعد از تمام شدن سيزده عيد دورهً امارت او به سر مي آيد، و گويا در يک خاندان اين شغـل ارثي بود ".   
بي گمان امروز، کساني را که در روزهاي نخست فروردين، با لباس هاي قرمزرنگ و صورت سياه شده در کوچه و گذر و خيابان مي بيـنيم که با دايره زدن و خواندن و رقصيدن مردم را سرگرم مي کنند و پولي مي گيرند، بازماندهً شوخي ها و سرگرمي هاي انتخاب " مير نوروزي " و " حاکم پنج روزه " است که تـنها در روزهاي جشن نوروزي ديده مي شوند، نه در وقت و جشني ديگر؛ و آنان خود در شعرهايي که مي خوانند، مي گويند : حاجي فيروزه، عيد نوروزه، سالي چند روزه . 


روزهاي مردگان و پنجشنبه آخر سال
يکي از آيـين هاي کهن پـيش از نوروز ياد کردن از مردگان است که به اين مناسبت به گورستان مي روند و خوراک مي برند و به ديگران مي دهند. زردشـتيان معـتـقدند که : " روان و فروهر مردگان، هيچ گاه کسي را که بوي تعلق داشت فراموش نمي کند و هر سال هنگام جشن فروردين به خانه و کاشانه خود برمي گردند ".
در روزهاي پنجه، از جمله رسم ها، تهيه کردن غذا، آيـيني مذهبي بوده، ابوريحان مي نويسد:  ... و گبرکان در اين پنج روز خورش و شراب نهند، روان هاي مردگان را و همي گويند، که جان مرده بيايد و آن غذا گيرد. غذا پختن و بر مزار مردگان بردن در قرن چهارم رسم بوده است؛ از خوارزم تا فارس : خوارزميان پنج روز آخر اسفند و پنج روز ديگري که در پي آن است و ملحق به اين ماه مانند اهالي فارس، در روزهاي فروردگان براي ارواح مردگان در گورستان غذا مي گذارند.
يکي از صورت هاي برجا ماندهً اين رسم، در شهر و روستا، به گورستان رفتن " پنجشنبه آخر سال " است، به ويژه خانواده هايي که در طول سال عضوي را از دست داده اند. رفتن به زيارتگاه ها و " زيارت اهل قبور "، در پنجشنبه - و نيز، روز پـيش از نوروز و بامداد نخستين روز سال - رسمي عام است. در اين روز، خانواده ها خوراک ( پلو خورش )، نان، حلوا و خرما بر مزار نزديکان مي گذارند و بر مزار تازه گذشتگان شمع، يا چراغ روشن مي کنند.  در برخي از شهرهاي ايران، روز پيش از عيد، خانواده هاي عزادار، از خويشان و نزديکان با غذا و حلوا پذيرايي مي کنند و در سر مزار جمع مي شوند. و نيز رسم است که ايرانيان شيعه، در موقع سال تحويل، به زيارت قبر امامان و امامزادگان ميروند. 


خانه تکاني
اصطلاح " خانه تکاني " را بيشتر در مورد شستن، تميز کردن، نو خريدن، تعمير کردن ابزارها، فرش ها، لباس ها، به مناسبت فرا رسيدن نوروز، به کار مي برند. در اين خانه تکاني، که سه تا چهار هفته طول مي کشد، بايستي تمامي ابزارها و وسيله هايي که در خانه است، جا به جا، تميز، تعـمير و معاينه شده و دوباره به جاي خود قرار گيرد. برخي از ابزارهاي سنگين وزن، يا فرش ها، تابلو ها، پرده ها و وسيله هاي ديگر، فقط سالي يک بار، آن هم در خانه تکاني نوروزي، جا به جا و تميز مي شود.  در برخي از شهرهاي آذربايجان نخستين چهارشنبهً ماه اسفند ( چهارشنبه موله) به شستن و تميز کردن فرش هاي خانه اختصاص دارد.
خانه تکاني امسال، در خانه تکاني شهر نيز سرايت کرد :  مسئـول خدمات شهري شهرداري تهران در مصاحبه اي گفت : از آن جا که ايراني ها براساس يک سنت حسنه همه ساله در واپسين روزهاي سال اقدام به نظافت و پاکيزه گي منازل خود مي کنند، شهرداري تهران نيز براي دستيابي به شهري پاکيزه و تميز همگام و همراه با مردم، نسبت به لکه گيري گذرگاه ها و جمع آوري نخاله ها و ضايعات شهري در مناطق بيست گانه شهرداري تهران اقدام مي کند. 

کاشتن سبزه
اسفند ماه، ماه پاياني زمستان، هنگام کاشتن دانه و غله است. کاشتن " سبزه عيد " به صورت نمادين و شگون، از روزگاران کهن، در همهً     خانه ها و در بين همهً خانواده ها مرسوم است.
در ايران کهن، " بـيست و پنج روز پيش از نوروز، در ميدان شهر، دوازده ستون از خشت خام بر پا مي شد، بر ستوني گندم، برستوني جو و به ترتيب، برنج، باقلا، کاجيله ( گياهي است از تيرهً مرکبان، که ساقه آن به 50 سانـتي متر است )، ارزن، ذرت، لوبـيا، نخود، کنجد، عدس و ماش ميکاشتـند؛ و در ششمين روز فروردين، با سرود و ترنم و شادي، اين سبزه ها را مي کندند و براي فرخندگي به هر سو مي پراکندند ".  و ابوريحان نقـل مي کند که : " اين رسم در ايرانيان پايدار ماند که روز نوروز در کنار خانه هفت صنف از غلات در هفت اسطوانه بکارند و از رويـيدن اين غلات، به خوبي و بدي زراعت و حاصل ساليانه حدس بزنند ". 
امروز، در همهً خانه ها رسم است که ده روز يا دو هفته پيش از نوروز، در ظرف هاي کوچک و بزرگ، کاسه، بشقاب، پشت کوزه و ... دانه هايي چون گندم، عدس، ماش و ... مي کارند.  موقع سال تحويل و روي سفره "هفت سين " بايستي سبزه بگذارند. در برخي از شهرهاي آذربايجان، سومين چهارشنبه به خيس کردن و کاشتن گندم و عدس براي سبزه هاي نوروزي اختصاص دارد.  اين سبزه ها را در خانواده ها تا روز سيزده نگه داشته، و در اين روز زماني که براي " سيزده بدر " از خانه بـيرون مي روند، در آب روان مي اندازند.

سفره هفت سين
رسم و باوري کهن است که همهً اعضاي خانواده در موقع سال تحويل ( لحظهً ورود خورشيد به برج حمل ) در خانه و کاشانه خود در کنار سفره هفت سين گرد آيند.  در سفره سفيد رنگ هفت سين، از جمله، هفت رويـيدني خوراکي است که با حرف " س " آغاز مي شود، و نماد و شگوني بر فراواني رويـيدني ها و فراورده هاي کشاورزي است - چون سيب، سبزه، سنجد، سماق، سير، سرکه، سمنو و مانند اين ها- مي گذارند. افزون بر آن آينه، شمع، ظرفي شير، ظرفي آب که نارنج در آن است، تخم مرغ رنگ کرده، تخم مرغي روي آينه، ماهي قرمز، نان، سبزي، گلاب، گل، سنبل، سکه و کتاب ديني ( مسلمانان قرآن و زردشتيان اوستا و ... ) نيز زينت بخش سفرهً هفت سين است. اين سفره در بيشتر خانه ها تا روز سيزده گسترده است. 
در برخي از نوشته ها از سفره هفت شين (هفت رويـيدني که با حرف شين آغاز مي شود) سخن رفته و آن را رسمي کهن تر دانسته اند.  در ريشه يابي واژهً هفت سين نظرهاي ديگري چون هفت چين ( هفت رويـيدني از کشتزار چيده شده ) و هفت سيني از فراورده هاي کشاورزي نيز بيان شده است.  پراکندگي نظرها ممکن است به اين سبب باشد که در کتاب هاي تاريخي و ادبي کهن اشاره اي به هفت سين نشده و از دورهً قاجاريه است که درباره باورها و رفتارها و رسم هاي عاميانهً مردم تحقيق و بحث و اظهار نظر آغاز شده است. نمي دانيم که آيا پيش از قاآني هم شاعري هفت سين را در شعر خود آورده است؟
       سين ساغر بس بود ما را در اين نوروز روز             گو نباشد هفت سين رندان دُرد آشام را
ميرزاده عشقي نيز در " نوروزي نامه " در اسلامبول در مسمطي براي آگاهي مردم آن ديار سروده :
همه ايرانيان نوروز را از ياد بود کي
بپا سازند از مازندران تا شوش و ملک ري
بساط هفت سين چينند و بنشينند دور وي

پوشيدن لباس نو
پوشيدن لباس نو در آيـين هاي نوروزي، رسمي همگاني است. تهيه لباس، براي سال تحويل، فقير و غني را به خود مشغـول مي دارد. در جامعه سنتي توجه به تهيدستان و زيردستان براي تهيه لباس نوروزي - به ويژه براي کودکان - رسمي در حد الزام بود. خلعـت دادن پادشاهان و اميران در جشن نوروز، براي نو پوشاندن کارگزاران و زير دستان بود. ابوريحان بـيروني مي نويسد : " رسم ملوک خراسان اين است که در اين موسم به سپاهيان خود لباس بهاري و تابستاني مي دهند ". مورخان و شاعران از خلعـت بخشيدن هاي نوروزي فراوان ياد کرده اند. و براي اين باور است که در وقف نامهً حاجي شفيع ابريشمي زنجاني آمده است :هر سال شب هاي عيد نوروز پنجاه دست لباس دخترانه و پنجاه دست لباس پسرانه، همراه کفش و جوراب از عوايد موقوفه تهيه و به اطفال يتيم تحويل شود. 
سفرنامه نويسان دوره صفويه و قاجاريه، در شرح و وصف جشن هاي نوروزي، از لباس هاي فاخر مردم فراوان ياد کرده اند. خريد لباس نو و برخي وسيله هاي فرسوده اي که به مناسبت نوروز نياز به " نو " ساختن دارد، رقم عمدهً هزينه هاي فصلي - و گاه سالانه - خانواده ها را تشکيل ميدهد.  بسياري از خانواده ها که در سوگ يکي از نزديکان لباس سياه پوشيده اند، به مناسبت نوروز، به ويژه هنگام سال تحويل، لباسي ديگر ميـپوشند. کساني که به هر علت لباس نو ندارند، مي کوشند هر قدر هم اندک - جوراب، پيراهن - در هنگام سال تحويل، نو بـپوشند.
در گذشته که فروشگاه ها و بازارهاي فروش لباس دوخته نبود و مردم دوختن لباس خود را به خياط ها سفارش مي دادند، نوبت هاي دوخت و کار شبانه روزي خياطان يکي از دشواري هاي خانواده ها بود.  اگر در روزهاي پيش از نوروز، در خانواده ها، محله ها، مدرسه ها و سازمان هاي نيکوکاري رسم است که براي کودکان نيازمند لباس تهيه کنند، اين کار نيک پيش از آنکه براي کمک و همراهي باشد، براي لباس نو پوشاندن به کودکان در جشن نوروز است. 
اين باور کهن را در نوشته ها، توصيه ها و توصيف هاي نوروزي، همواره مي بـينيم که : از طبـيعت پـيروي کنيم، از درختان ياد بگيريم و با آمدن بهار، لباس نو بـپوشيم، که شگون شادماني و آرامش است. 

خوراک هاي نوروزي
در کتاب ها و سند هاي تاريخي و ادبي کهن، به ندرت از خوراکي هايي که ويژه جشن نوروز (يا جشن هاي ديگر) باشد سخن رفته است. نويسندگان و مورخان بحث از " خوردني " ها را، شايد، پـيش پا افتاده، نازيبا و يا بديهي مي دانستند. در کتاب هاي قرن چهارم به بعـد، شرح و وصف هاي دقيق، به شعر و نثر، دربارهً نوروز و مهرگان و جشن ها و آيـين هاي ديگر کم نيست، ولي از نوع و ويژگي خوراک هاي جشن ها، نه در دستگاه پادشاهان و اميران و نه در خانه هاي عامهً مردم، سخني نرفته است.
در مقاله ها و پژوهش هايي که در اين هفتاد و پنج ساله اخير درباره نوروز نوشته شده، افزون بر خوردني هاي سفره هفت سين، گاه از غذاهاي ويژه شب پيش از نوروز، و شب اول سال، در خانواده هاي سنتي شهرها و منطقه هاي مختلف ياد شده است. خوراکي هايي که با ويژگي هاي اقليمي و نوع فراورده هاي هر منطقه هماهنگي داشت، و در عين حال بهترين و کمياب ترين غذاي منطقه بود؛ و همه قشرهاي اجتماعي - فقيران نيز - ميکوشند که در اين روزها، براي فراهم آوردن غذاي بهتر، گشاده دستي کنند و به گفتهً ابوريحان:"اين عيدها، يکي از اسبابي است که تنگي روزي فقيران را به زندگي فراخ مبدل مي سازد ".
امروز در تهران و برخي شهرهاي مرکزي ايران، سبزي پلو ماهي خوردن در شب نوروز و رشته پلو در روز نوروز رسم است، و شايد بتوان گفت که غذاي خاص نوروز در اين منطقه است. " پلو " در شهرهاي مرکزي و کويري ايران ( مي توان گفت غير از گيلان و مازندران در همهً شهرهاي ايران ) تا چندي پـيش غذاي جشن ها، غذاي مهماني و نشانه رفاه و ثروتمندي بود. و اين " بهترين " غذا، خوراک خاص همهً مردم - فقير و غني - در شب نوروز بود. اگر نيک مردي در صد و پنج سال پـيش در استرک کاشان، ملکي را وقف مي کند که از درآمد آن " همه ساله برنج ابتياع نموده از آخر خمسه مسترقه به تمام اهالي استرک، وضيع و شريف، ذکور و اناث، صغير و کبـير، بالسويه برسانند "، بي گمان به اين نيت بوده، که در شب نوروز  سفرهً هيچ کس بي " پلو " نباشد.
با پـيدايش و گسترش رسانه هاي گروهي صنعتي امروز چون روزنامه ها، راديو و تلويزيون، و وجود برنامه هاي گونه گون در معرفي جشن ها و آيـين هاي کهن، نوعي يکنواختي در فراهم آوردن وسيله ها و برگزاري مراسم، در همهً شهرها و استان ها به وجود آمده است. بي گمان تبليغات مؤسسه هاي توليد کننده کالاها نيز عاملي  موثر در اين يکنواختي هاست. 

ديد و بازديد نوروزي، يا عيد ديدني
از جمله آيـين هاي نوروزي، ديد و بازديد، يا " عيد ديدني " است. رسم است که روز نوروز، نخست به ديدن بزرگان فاميل، طايفه و شخصيت هاي علمي و اجتماعي و منزلتي مي روند. در بسياري از اين عيد ديدني ها، همه کسان خانواده شرکت دارند. کتاب هاي تاريخي و ادبي، تـنها از عيد ديدني هاي رسمي دربارها و اميران و رئـيسان خبر مي دهند. رسمي که هنوز هم خبرگزاري ها و رسانه ها، به آن بسنده مي کنند. " ديدن" هاي نوروزي که ناگزير " بازديد " ها را دنبال دارد، و همراه با دست بوسي و روبوسي است، در روزهاي نخست فروردين، که تعطيل رسمي است، و گاه تا سيزده فروردين ( و مي گويند تا آخر فروردين ) بـين خويشاوندان و دوستان و آشنايان دور و نزديک، ادامه دارد.  رفت و آمد گروهي خانواده ها، در کوي و محله - به ويژه در شهرهاي کوچک - هنوز از ميان نرفته است.  اين ديد و بازديدها، تا پاسي از شب گذشته، به ويژه براي کساني که نمي توانند کار روزانه را تعـطيل کنند، ادامه دارد.
تا زماني که "مسافرت هاي نوروزي" رسم نشده بود، در شهرها و محله هايي که آشنايي هاي شغـلي و همسايگي و " روابط چهره به چهره " جايي داشت، ديد و بازديد هاي نوروزي، وظيفه اي بـيش و کم الزامي به شمار مي رفت. و چه بسا آشناياني بودند - و هستـند - که فقط سالي يک بار، آن هم در ديد و بازديد هاي نوروزي، به خانهً يکديگر مي روند. به ياد دارم که در کرمان، در بـين زردشتيان، هنگامي که کسي از دوست و آشنايش گله مي کرد که چرا بديدنش نمي آيد، اين جمله مي گفت : " اگر با هم قهر هم بوديم، دست کم سالي يک بار به خانهً هم مي آمديم " و چه بسيار کدورت ها و رنجشن هاي خانوادگي و خويشاوندي که به يـُمن ديد و بازديد هاي نوروزي برطرف شده و مي شود.
گسترش شهرها، ازدياد جمعـيت، پراکندگي خانواده هاي سنتي، محدوديت هاي شغلي و نيز فرهنگ آپارتمان نشيني، از عامل هايي است که ديد و بازديد هاي نوروزي را کاهش داد.  و بر اثر اين دشواري ها و محدوديت هاي زماني، بسياري از خانواده هايي هم که به مسافرت نمي روند، براي ديد و بازديدهاي نوروزي، از پـيش زماني را معـين مي کنند.
کتاب تذکره صفويه کرمان که گزارشي از رويدادهاي سال هاي 1063 تا 1104 است، " شرح  وقايع " هر سال را، با اين که محاسبهً ماه و سال بر اساس تقويم قمري است، از برگزاري جشن ها، رسم ها، و آيـين هاي نوروزي، در دستگاه حکومتي آغاز مي کند، از جمله :   حاکم و وزير و آصف حميده سير، در نوروز آن سال (1080 قمري) که مصادف با 15 شوال بود، در باغ نظر به عيش و خرمي گذرانده، علما و صلحا  وشعرا را به صلات گرانمايه خرسند گردانيد (...) و دستار خواهان گسترده، اقسام طعام نزد خاص و عام کشيد. روز ديگر به ديدن اعزه ولايت رفته، دو سه روز هم چنين ديدن مردم مي نمودند، و بعد از آن هر روزه به ازاء ضيافت نوروزي، هنگامه تير اندازي گرم بود.   تماشاي " جنگ گاو و قوچ " نيز در اين دوره از آيـين هاي نوروزي بود :     روز نوروز سال 1101 که در 7 جمادي الثاني واقع بود، طرف عصر وزير به اتفاق ( ... ) در صحراي موًيدي     ( در  قسمت شمال شهر فعلي کرمان ) جنگ گاو و قوچ طرح انداخته، بعد از آن اسب دواني  کرده، از حضور دوستان جناني خرمي، و به مقـتـضاي وقت کامراني مي نمودند. 

نوروز اول
در ديد و بازديدهاي نوروزي رسم است که نخست به خانهً کساني بروند که " نوروز اول " در گذشت عضوي از آن خانواده است. خانواده هاي سوگوار افزون بر سومين، هفتمين و چهلمين روز، که بيشتر در مسجد برگزار مي شود، نخستين نوروز که ممکن است بيش از يازده ماه از مرگ متوفا بگذرد، در خانه مي نشـينند. و در اين روز است که خانواده هاي خويشاوند لباس سياه را از تن سوگواران در مي آورند. جلسه هاي " نوروز اول " که جنبهً نمادين دارد، در عين حال از فضاي ديد و بازديدهاي نوروزي برخوردار است. و ديدارکنند گان، در نوروز اول، به خانواده سوگوار تسليت نمي گويند، بلکه براي آنان " آرزوي شادماني " مي کنند، تا در آغاز سال نو فال بد نزنند. رسم نوروز اول بـيشتر در شهرهايي برگزار ميشود که آخرين روز اسفند را به عنوان ياد بود درگذ شتگان سال سوگواري نکنند.  

هديه نوروزي، يا عيدي
هديه و عيدي دادن به مناسبت نوروز رسمي کهن است، کتابهاي تاريخي از پـيشکش ها و بخشش هاي نوروزي - پـيش از اسلام و بعد از اسلام - خبر مي دهند، از رعـيت به پادشاهان  حکمرانان، از پادشاهان و حکمرانان به وزيران، دبـيران، کارگزاران و شاعران، از بزرگتران خاندان به کوچکتران، به ويژه کودکان.  
رسم هديه دادن نوروزي را، ابوريحان بيروني از گفته آذرباد، موبد بغـداد چنين آورده :   نيشکر در ايران، روز نوروز يافت شد، پـيش از آن کسي آن را نمي شناخت. جمشيد روزي ني اي ديد که از آن کمي به بيرون تراوش کرده، چون ديد شيرين است، امر کرد اين ني را بـيرون آورند و از آن شکر ساختـند. و مردم از راه تبريک به يکديگر شکر هديه کردند، و در مهرگان نيز تکرار کردند، و هديه دادن رسم شد. 
پـيشکشي رعيت ( تاجر، صنعتگر، کشاورز) و حاکمان ولايت، به پادشاهان و خلفا، در واقع بخشي از باج و خراج و ماليات سالانه بود که - گفته يا نگفته - به آن متعـهد بودند. و " خزانه " کشور از آن آبادان بود. ابوريحان بـيروني مي نويسد :   پادشاهان ساساني آنچه را که پنج روز عيد ( به ترتيب؛ اعيان، دهقانان، سپاهيان، خاصان و خادمان ) هديه آورده بودند، روز ششم امر به احضار مي کرد و هر چه قابل خزانه بود نگه مي داشت، و آنچه مي خواست به اهل انس و اشخاص که سزاوار خلوتـند مي بخشـيد. 
کمپر، سياح دوره صفوي، از هديه هاي حاکمان و ثروتمندان محلي، که براي شاه سليمان مي آوردند، به عنوان " سومين رقم بودجه دربار " ياد مي کند. تاورنيه هديهً يکي از حاکمان را به پادشاه " ده هزار اشرافي " ذکر کرده، و شاردن هديه هاي به پادشاه را حدود 2 ميليون فرانک تخمين ميزند.  " درو ويل " مي نويسد :    اين هديه هاي نوروزي علاوه بر طلا، جواهر و سکه هاي زر، عبارت از اسب هاي اصيل، جنگ افزار، پارچه هاي گران بها و شال هاي کشمير و پوست هاي ممتاز و قـند و قهوه و چاي و مربا است.
در کتابهاي تاريخي و ادبي، بـيش از همه از هديه پادشاهان به شاعران سخن رفته، هديه اي که، بنا بر رسم، براي سرودن قصيده ها و مديحه هاي نوروزي داده مي شد. هديه به شاعران در جشن نوروز که انگيزه و وسيله اي براي سرودن شعر و مديحه بود، در واقع نوعي حقوق ماهانه و سالانه شاعر به شمار مي رفت. از جمله بيهقي مي نويسد :   روز پنج شنبه هجدهم ماه جمادي الاخري، امير ( سلطان مسعـود ) به جشن نوروز به نشست، و هديه ها بسيار آورده بودند، و تکليف بسيار رفت و شعر شنود از شاعران که شادکام بود، در اين روزگار زمستان و فارغ دل، و فترتي نيفتاد و خلعت فرمود، و مطربان را نيز فرمود، و مسعـودي شاعر را شفاعت کردند، سيصد دينار فرمود. 
اين بخشش ها گاه به اندازه اي بود که مي توانست شاعري را توانگر سازد :  گويند روز نوروزي، جهت خالدبن برمک وزير، کاسه ها از زر و نقره هديه آورده بودند. يکي از شاعران عرب در اين باره شعري سرود و به اين موضوع اشاره کرد. خالد هر چه در آن مجلس اواني زر و نقره بود به آن شاعر بخشيد. چون اعتبار کردند، مالي عظيم بود و شاعر از آن توانگر شد.
رسم و ضابطه پـيشکش هاي سنگين بها به پادشاهان و حاکمان تا دوره مشروطيت رايج بود. برقراري ماليات ها و الزام به پرداخت هاي منظم و حساب شده، پـيشکش هاي باج و خراج گونه را به مقدار زيادي از اعتبار انداخت. ولي دادن عيدي و هديه به ويژه از طرف مقام بالا تر ( منزلتي، اقتصادي و سني ) از رسم ها و آيـين هاي ديرين فرهنگ ماست. امروز رسم عيدي دادن به جوانان و کودکان در خانواده، به کسان کم درآمد و خدمتگزاران در محيط کار، به رفتگر، به نامه رسان و ... در عين حال نوعي جبران زحمت و انـتـظار خدمت است. عيدي هاي امروز بيشتر به صورت نقد و اسکناس نو است. بانک ها پـيش بـيني تهيهً " اسکناس نو " کرده، و در اختيار مشتريان مي گذارند. در جامعـه کشاورزي، روستايي و عشايري، در گذشته اي نه چندان دور، پـيشکش هاي نوروزي فراورده هاي محلي بود و بخشش ها، کالا و فراورده غير محلي. 
هد يه دادن ها، ک به مناسبت هايي، چون عيد، موفقيت، مسافرت، تولد، ازدواج، مرگ (در برخي شهرها، به ويژه جامعـهً عشيره اي رسم است که براي خانواده متوفا غذا، گوسفند، برنج و ... مي برند) و .. است، به ويژه در خانواده هاي سنتي، داراي اهميت و مفهومي در خور توجه است (که خود پژوهش  و گفتاري جداگانه مي طلبد).  هر چند که چند سالي است واژهً فرانسوي " کادو " براي هديه هايي چون ره آورد ( سوغات )، چشم روشني، مبارک باد، جاي خالي پا و ... به کار مي رود، ولي اهميت، کيفـيت و کميت هر يک متمايز است.  البته اين باور وجود دارد که گرفتن عيدي از دست کسان مورد احترام ( از نظر سني، منزلتي، خويشاوندي، علمي، نسبي و ...) تبرک، داراي  شگون و " دست لا ف " است.

کارت تبريک عيد
تبريک گفتن عيد و جشن نوروز، در نامه هايي که از شهري به شهر ديگر فرستاده مي شد، رسمي کهن است. در برخي از منشآت و کتابهاي ترسل و نامه نگاري نمونه هايي آمده است، ولي با رواج چاپ، فرستادن " کارت تبريک عيد " که با مضمون ها و رنگهاي گونه گون تهيه و در دسترس قرار گرفته، وارد فرهنگ ما شده است.  با کم شدن ديد و بازديدها - به علت هايي که در پـيش ياد شد - فرستادن کارت تبريک رونق بـيشتري يافته است. 

چهاردهم فروردين
در واقع آغاز کار و فعاليت هاي " سال نو " از چهاردهم فروردين است. دبستان ها، دبـيرستان ها و دانشگاه ها از اين روز آغاز مي شود. مسافرت رفتن پـيش از سيزده را باور عاميانه نحس مي داند. کوچ بسياري از عشاير از چهاردهم فروردين است. تـقسيم آب کشاورزي، در برخي از روستاها و بسياري از فعـاليت هاي ديگر، از چهاردهم فروردين شکل مي گيرد.  

باورهاي عاميانه
رفتارها و گفتارهاي هنگام سال تحويل و روز نوروز، به باور عاميانه، مي تواند اثري خوب يا بد براي تمام روزهاي سال داشته باشد. برخي از اين باورها را در کتابهاي تاريخي نيز مي يابـيم، و بسياري ديگر باورهاي شفاهي است، و در شمار فولکلور جامعـه است که در خانواده ها به ارث رسيده است :
- کسي که در هنگام سال تحويل و روز نوروز لباس نو بـپوشد، تمام سال از کارش خرسند خواهد بود. 
- موقع سال تحويل از اندوه و غم فرار کنيد، تا تمام سال غم و اندوه از شما دور باشد.
- روز نوروز دوا نخوريد بد يمن است.
- هر کس در بامداد نوروز، پـيش از آنکه سخن گويد، شکر بچشد و با روغن زيتون تن خود را چرب کند، در همهً سال از بلاها سالم خواهد ماند.
- هر کس بامداد نوروز، پـيش از آنکه سخن گويد، سه مرتبه عسل بچشد و سه پاره موم دود کند از هر دردي شفا يايد.
- کساني که مرده اند، سالي يکبار، هنگام نوروز، " فروهر " آنها به خانه بر مي گردد. پس بايد خانه را تميز، چراغ را روشن و ( با سوزاندن کندر و عود ) بوي خوش کرد.
- کسي که روز نوروز گريه کند، تا پايان سال اندوه او را رها نمي کند.
- روز نوروز بايد يک نفر " خوش قدم " اول وارد خانه شود. زنان خوش قدم نيستـند.
- اگر قصد مسافرت داريد پـيش از سيزده سفر نکنيد. روز چهاردهم سفر کردن خير است.
- روز سيزده کار کردن نحس است.
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم اسفند 1388ساعت 10:42  توسط مریم سلاجقه  | 

 
پژوهشگران موفق به ابداع هواپيماهايي مينياتوري شده‌اند كه مي‌توانند توفان‌ها را رديابي كرده و در نتيجه به پيش‌بيني بهتر شدت و مسير توفان‌هاي شديد و مخرب كمك كنند.
 
پيش بيني دقيق‌تر شدت و مسير توفان‌هاي مخرب با استفاده از هواپيما

پژوهشگران موفق به ابداع هواپيماهايي مينياتوري شده‌اند كه مي‌توانند توفان‌ها را رديابي كرده و در نتيجه به پيش‌بيني بهتر شدت و مسير توفان‌هاي شديد و مخرب كمك كنند.

به گزارش سرويس «علمي» خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، اين هواپيماها كه از سوي پژوهشگران دانشگاه كلورادو ساخته شده‌اند هر كدام 250 گرم وزن دارند و طول بال‌هاي آنها نيم متر است.

اين تيم پژوهشي از گيرنده‌هاي انتقالي راديويي با برد كوتاد براي ارتباط دادن پنج هواپيماي كوچك به يكديگر استفاده كرده‌اند، به طوري كه اين هواپيماها مي‌توانند يك شبكه هوابرد را تشكيل دهند.

اين وضعيت به هواپيماها امكان مي‌دهد كه رفتارهاي خود را به طور مستقل از يك كنترل كننده مرزي با يكديگر هماهنگ كنند.

آزمايش‌هاي اوليه روي اين هواپيماهاي مينياتوري در سيدني از شهرهاي مهم استراليا و در اوايل ماه نوامبر سال جاري صورت گرفته است.

پژوهشگران در نظر دارند تعداد اين هواپيماهاي موجود در يك شبكه هوايي را براي توسعه شبكه تا اوايل سال 2008 به 10 فروند هواپيما افزايش دهند.

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم بهمن 1388ساعت 10:37  توسط آیدا خواجوئی  | 

آلودگي محيط خانه، سالانه موجب مرگ 1.5 ميليون نفر مي‌شود

نماينده سازمان جهاني بهداشت با اشاره به تغييرات آب و هوايي بر سلامت انسان با بيان اينكه كاهش آلودگي هوا مي‌تواند سالانه 800 هزار مرگ در دنيا را كاهش دهد، گفت:

 آلودگي محيط خانه، سالانه 5/1 ميليون مرگ در دنيا را سبب مي‌شود.

ماننتي 25 دي در جلسه هم‌انديشي تغييرات آب و هوايي و سلامت در رابطه با اثرات گازهای گلخانه ای بر سلامت انسان گفت: بايد متوجه باشيم تغييرات آب و هوايي تاثير منفي بر سلامت انسان دارد.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم بهمن 1388ساعت 8:13  توسط آیدا خواجوئی  | 

افسانه سرما

مامان بزرگ ژاكت دست‌بافش را از كمد بيرون مي‌كشد و زير لب مي‌گويد:

«اُه، اُه، اُه... چله كوچيكه داره تلافي چله بزرگه رو در مي‌آره... اَهمن و بهمن، عهد همه پاي من...»

اين حرف‌ها زمستان هر سال ورد زبان مامان‌بزرگ است: چله بزرگه، چله كوچيكه، سرماپيرزن، تُك سرما...

مامان‌بزرگ مي‌گويد از اول دي‌ماه (شب يلدا) چله بزرگه شروع ‌مي‌شود. از ده بهمن‌ماه هم چله كوچيكه شروع مي‌شود. چله بزرگه (اهمن) هر چه‌قدر مي‌تواند زور مي‌زند تا هوا را سرد و برفي كند؛ اما بيشتر وقت‌ها نمي‌تـواند در سرما به پاي برادرش چله كوچيكه (بهمن) برسد. وقتي چله كوچيكه آغاز مي‌شود، تلافي برادرش را درمي‌آورد و سرما را تا مغز استخوان آدم‌ها مي‌رساند. بعد از چله كوچيكه نوبت به «عهد همه پاي من» (اسفند) مي‌رسد. او هم مي‌گويد هر چه‌قدر كه اهمن و بهمن كم‌كاري كردند، عوضش به گردن من حق دارند؛ من تلافي آنها را در مي‌آورم؛ اما حيف كه پشتم به بهار است و سرماپيرزن (فروردين) تنبل است و زياد مي‌خوابد. منظورش هواي بهاري است كه گاهي سرد مي‌شود و اين يعني سرماپيرزن از خواب بيدار شده. گاهي هم گرم و آفتابي مي‌شود كه اين هم يعني سرماپيرزن باز خوابش برده...

به هرحال اين روزها مثل اين كه اهمن و بهمن و... همه كم‌جان و بي‌حال شده‌اند؛ چون تا لحظه نوشتن اين مطلب نه برف  باريده و نه هوا خيلي سرد شده.  حالا كه تا دو روز ديگر چله كوچيكه شروع مي‌شود، خدا كند كه بتواند تلافي تنبلي برادرش را دربياورد و ما هم چشممان به جمال برف روشن‌ شود.

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم بهمن 1388ساعت 8:9  توسط آیدا خواجوئی  | 

آژانس فضایی اروپا فیلمی از طولانی ترین خورشیدگرفتگی هزاره سوم که 15 ژانویه رخ داد از فضا تهیه و ارائه کرده است.

به گزارش خبرگزاری مهر، این فیلم با تصاویر بسیار دیدنی که ماهواره کوچک Proba-2 تهیه کرده ساخته شده است. این ماهواره در لحظه خورشیدگرفتگی در یک موقعیت بسیار استثنائی و در شانه ماه قرار داشته است.

این ماهواره که در 720 کیلومتری از زمین می چرخد درحال آزمایش فناوریهای جدیدی بوده و همچنین مجهز به دستگاهی برای کنترل و رصد مستقیم خورشید است.

Proba-2 در دوم نوامبر گذشته پرتاب شد. ماموریت این ماهواره از سوی اروپا و کانادا سازماندهی شده و بلژیک مهمترین شرکت کننده در این ماموریت فضایی است.

براساس گزارش ساینس دیلی، اولین سری از این برنامه های ماهواره ای که Proba-1 نام دارد در اکتبر 2001 پرتاب شد.

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم بهمن 1388ساعت 12:4  توسط وجیهه اکبری  | 

ژاپن در راستاي تلاش‌هاي ژاپن براي كاهش گرمايش جهاني و تغييرات آب و هوايي درحال توليد و توسعه ژنراتورهاي توليد برق از امواج دريا است.

به گزارش ایرنا به نقل از تلويزيون سراسري ژاپن (ان.اچ.كي)، پس از سه سال كار و تلاش مداوم توسط محققان ژاپني ، ماه گذشته ميلادي (دسامبر ‪ (۲۰۰۹‬دانشگاه كوبه ژاپن آزمايش نخستين نمونه از ژنراتورهاي توليد برق از امواج دريا را در اقيانوس آرام در نزديكي يكي از شهرهاي اين كشور در غرب ژاپن آغاز كردند.

بر اساس این گزارش، ژنراتور شناور توليد برق از امواج دريا ساخت محققان دانشگاه كوبه به اندازه ‪۱۰‬در ‪ ۱۰‬متر داراي يك دستگاه است كه حركات عمودي امواج را به حركات چرخشي و برق تبديل مي‌كند.

محققان ژاپني مي‌گويند ژنراتورهاي توليد برق از امواج دريا از ماه جاري ميلادي عمليات كامل توليد را آغاز مي‌كنند. آنها به درنظر دارند تا با استفاده از اين ژنراتورها ‪۴۵‬كيلووات برق توليد كنند كه بدين ترتيب اين برق نياز ‪ ۳۰‬تا ‪ ۴۰‬خانه را به طور همزمان تامين مي‌كند.

شركت ژاپني ميتسويي نيز به طور مشترك با شركت ايده ميتسو كوسان و ديگر شركت‌هاي ژاپني ژنراتور توليد برق از امواج را توليد كرده است.

در ماه گذشته ميلادي (دسامبر ‪ (۲۰۰۹‬نسخه آزمايشي اين نوع ژنراتور نيز آزمايشات لازم را در يك استخر شنا در غرب ژاپن آغاز كرده است. اين شركت در تلاش است تا راه‌هاي باثباتي را براي توليد برق و پيشگيري ژنراتور از تصادم با اشياي ديگر در آب بيابد.

شركت ميتسويي به دنبال آغاز استفاده تجاري از اين سيتم توليد برق در طي دو سال آينده است. يكي از محققان يك شركت ژاپني مي‌گويد در حال حاضر بيش از ‪ ۲۰۰‬شركت خارجي در رقابت براي توسعه ژنراتورهاي توليد برق از امواج دريا هستند.

وي افزود: ژاپن از جمله كشورهايي است كه دورتا دور آن را آب احاطه كرده است، بايد بتواند از اين شرايط جغرافيايي براي توليد انرژي طبيعي بخوبي استفاده كند.

محققان در سراسر جهان مطالعه براي توليد برق از امواج دريا را از دهه ‪۷۰‬ آغاز كرده‌اند و در اين مدت آنها با مشكلات متعددي از جمله توليد برق با ظرفيت پايين و خوردگي تجهيزات بر اثر آب شور دريا روبرو بوده‌اند.

با اين حال توسعه اطلاعات و فناوري و مواد جديد، توليد برق از امواج را به عنوان يكي از منابع انرژي مناسب در كنار انرژي خورشيدي و باد قرار داده است.

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم بهمن 1388ساعت 10:28  توسط آیدا خواجوئی  | 

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org
تصویری از یک طوفان فضایی که توسط خدمه ایستگاه فضایی بین المللی ناسا از مرکز طوفان
و در 220 مایلی بالاتر از سطح کره زمین گرفته شده است. (12 سپتامبر 2008)
+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم بهمن 1388ساعت 12:44  توسط آیدا خواجوئی  | 

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org
تصویری از یک مه سنگین در هوای مه آلود صبحگاهی اطراف برج های دبی. (21 سپتامبر 2007)
+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم بهمن 1388ساعت 12:40  توسط آیدا خواجوئی  | 

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org
تصویری که توسط دوربین پانارومیک مریخ نورد تحقیقاتی ناسا از سطح مریخ گرفته شد. از ویژگی های این تصویرکامپوزیت
رنگ کاذب است، نشان دادن آسمان شبیه به آنچه که انسان را ببینید اما با رنگ های کمی اغراق آمیز. (19 اوت 2005)
+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم بهمن 1388ساعت 12:38  توسط آیدا خواجوئی  | 

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org
تصویری از کهکشان راه شیری که توسط هابل به ثبت رسیده است. این تصویر شگفت انگیز از دیگر تصاویر جدیدی است
که هابل با تمرکز بر روی مرکز خوشه ستاره ای امگا به ثبت رسانده است این خوشه با عمری در حدود 10 تا 12 بیلیون
سال دارای بیش از 10 میلیون ستاره است و در فاصله 16 هزار سال نوری از زمین قرار دارد. (اواخر سال 2003)
+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم بهمن 1388ساعت 12:37  توسط آیدا خواجوئی  | 

موسسه مطالعات فضايي گودارد ناسا (GISS): سال 2005 و 2009 گرم‌ترين سال‌ها در طي 130 سال گذشته بوده‌اند.

ناسا در آخرين گزارش تحليلي از شرايط دمايي زمين اعلام كرد كه كره زمين در دهه نخست قرن 21 گرم‌ترين شرايط آب‌وهوايي خود از سال 1880 كه داده‌هاي مربوط به تغييرات دمايي آن موجود است را تجربه كرده است. بر اساس اين گزارش، سال 2008 به نسبت خنك‌ترين سال، و سال 2005 و 2009 به ترتيب گرم‌ترين سال‌هاي دهه گذشته بوده‌اند.

در اين گزارش همچنين آمده است كه مطالعات مربوطه نشان مي‌دهند كه روند افزايش ميزان گرمايش زمين همچنان تغيير خاصي نكرده است. بررسي گزارش‌هاي منتشر شده از سوي GISS نشان مي‌دهد كه در طي سه دهه گذشته به طور ميانگين دماي سطحي زمين حدود 2/0 درجه در مقياس سانتي‌گراد در هر دهه رشد داشته است. در مقايسه با سال 1880 نيز دماي سطح زمين 8/0 درجه افزايش يافته است.

به گزارش سازمان فضايي ايران، موسسه مطالعات فضايي گودارد ناسا اطلاعات هواشناسي خود را از طريق جمع‌آوري داده‌هاي هزاران ايستگاه هواشناسي در سراسر دنيا و همچنين داده‌هاي ماهواره‌اي از دماي سطحي آب‌هاي زمين و ايستگاه تحقيقات مستقر در قطب جنوب دريافت مي‌كند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم بهمن 1388ساعت 12:29  توسط آیدا خواجوئی  | 


تصاویری را که در زیر مشاهده می کنید، نماهای تلفیقی از كویر، دریاچه ها، نمك زارها، تالاب ها و رشته كوه های زاگرس می باشد که توسط ماهواره لندست 7 گرفته شده است. ماهواره های لندست داده هایی را به زمین ارسال می نمایند که دانشمندان در سراسر جهان از این اطلاعات برای نظارت بر محصولات کشاورزی، بررسی کیفیت آب، نقشه برداری از سواحل مرجانی، مدیریت سواحل و سیستم های حل و نقل، برنامه ریزی برای استفاده از خشکی ها، مدیریت موارد اضطراری و حوادث و انجام بسیاری از فعالیت های دیگر استفاده می نمایند.

 

                    

 

سيستم اسكن كننده چندطيفي لندست، اطلاعات تصويري 4 باندي را فراهم مي كند. اين 4 باند شامل 4 طول موج بوده که سه موج در ناحيه مرئي و يك طول موج در بخش نزديك مادون قرمز از طيف الكترو مغناطيسي مي باشد.

 

                    

 

ماهواره لندست در 912 كيلومتري زمين واقع شده و شامل 15 مدار چرخش در روز با پوشش تكرار شونده 18 روزه از كل زمين است. از سال 1972 چهار ماهواره لندست ديگر به فضا پرتاب شده است كه همه آنها در مدار چرخشي به ارتفاع 705 كيلومتر از سطح زمين هستند.

 

                   

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم بهمن 1388ساعت 12:29  توسط وجیهه اکبری  | 

... روزها گذشت و گنجشک با خدا هیچ نگفت.

فرشتگان هر بار سراغش را از خدا می گرفتند.

و خدا هر بار به فرشتگان می گفت: می آید ؛ من تنها کسی هستم که غصه هایش را میشنود و یگانه قلبی ام که دردهایش را در خود نگه می دارد .

و سرانجام گنجشک روی شاخه ای از درخت دنیا نشست.

فرشتگان چشم به لبهایش دوختند،

گنجشک هیچ نگفت و خدا لب به سخن گشود :

با من بگو از آنچه سنگینی سینه ی توست.

گنجشک گفت: لانه ی کوچکی داشتم. آرامگاه خستگی هایم بود و سرپناه بی کس ام .

تو همان را هم از من گرفتی. این توفان بی موقع چه بود؟ چه می خواستی از لانه ی محقرم؟ کجای دنیا را گرفته بود؟...

و سنگینی بغض راه بر کلامش بست.

سکوتی بر عرش طنین انداز شد.

فرشتگان همه سر به زیر انداختند.

خدا گفت: ماری در راه لانه ات بود ،خواب بودی. باد را گفتم تا خانه ات را وارونه کند. آن گاه تو از کمین مار پر گشودی!

گنجشک خیره در خدایی خدا ماند.

خدا گفت: و چه بسیار بلاها که به واسطه ی محبتم از تو دور کردم و تو ندانسته به دشمنی پرداختی ...

 اشک در دیدگان گنجشک نشسته بود .

ناگاه چیزی در درونش فرو ریخت . های های گریه هایش ملکوت خدا را پر کرد ...

و عسی ان تکرهوا شیئا و هو خیر لکم و عسی ان تحبوا شیئا و هو شر لکم و الله یعلم و انتم لا تعلمون

و بسا چیزی را خوش ندارید و آن برای شما بهتر است و بسا چیزی را دوست دارد و آن برای شما بدتر است ، و خدا می داند و شما نمی دانید.

تو همان گنجشکی ، که همیشه ی بی قراری! اما خاطرت  تخت که یکی هست که همیشه به یاد توست

 برخیز ،آری برخیز و قرآن را بگشا و این آیه را ببوس؛و بعد کمی بیندیش تا آرام گیری .

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم بهمن 1388ساعت 12:13  توسط سمیه خواجه حسنی  | 

آغاز زمستان 88 با هوایی بهاری: 

شروع زمستان امسال با دمائی بالاتر از دمای معمولی در این فصل آغاز شده است بطور مثال در شهر کرمان در دیماه سال جاری 26 روز، دما بالاتر از میانگین 30 ساله بوده است . گرمترین روز در 24 ام این ماه با میانگین 10.5 درجه سانتیگراد بوده در حالی که میانگین 30 ساله در همین روز 4 درجه سانتیگراد می باشد همچنین دیماه سال جاری یکی از گرمترین دی ماهها در طی 30 ساله گذشته با میانگین دما 7 درجه سانتیگراد بوده است .

انتظار  داریم تا پایان زمستان دمائی در حد و یا بیش از نرمال شاهد خواهیم بود. همچنین وضعیت بارش نیز بر اساس خروجی مدل های جهانی در حد نرمال پیش بینی می شود .

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم بهمن 1388ساعت 12:5  توسط سمیه خواجه حسنی  | 

اولين فعاليتهاي هواشناسي در ايران توسط سفارتخانه هاي انگليس و روس در تهران و مناطق نفت خيز جنوب كشور انجام گرفته كه اطلاعات آن به آرشيو كشورهاي مربوطه منتقل گرديده و در دسترس نمي باشد. در سال 1298 در برنامه درسي مدرسه برزگران درس هواشناسي گنجانده که توسط معلمان فرانسوي تدريس مي شد و در همان محل اولين سكوي هواشناسي احداث و در آن در جه حرارت، رطوبت نسبي، ميزان بارندگي، اندازه گيري مي شد. اين ايستگاه در سال 1308 كامل و اكثر پارامترهاي جوي را ديدباني مي كرد. هواشناسي با جنگ جهاني دوم در ايران موجوديت يافت. در آن زمان كشورهاي متفقين براي حفظ ايمني خطوط پروازهاي خود در چند فرودگاه كشور اقدام به تاسيس ايستگاههاي هواشناسی در سطح كشور نمودند و بعدها در سال 1326 در اداره هواپيمايي كشوري يك واحد كوچك هواشناسي به طور رسمي داير شد كه امور مربوط به نيازهاي هواشناسي هواپيمايي را اجرا مي كرد و نخستين گروه ديده بانان هواشناسي ايران هم در سال 1327 فارغ التحصيل شدند. هواپيمايي كشوري نيز به علت نياز به اطلاعات جوي در فرودگاهها ي اصلي كشور اقدام به تاسيس ايستگاههاي هواشناسي كرد. در اثر نياز شديد برنامه ريزان به آمار و اطلاعات اقليمي از نواحي مختلف كشور و ناهماهنگي در تاسيس ايستگاههاي هواشناسي كه توسط بخشهاي مختلف انجام مي شد، مسئولان وقت تاسيس يك واحد هواشناسي مستقل در كشور را ضروري دانسته و در سال 1334 شمسي اداره كل هواشناسي كشور وابسته به وزارت راه و ترابري تاسيس شد. اين اداره كل بعدها به صورت سازماني مستقل زير نظر وزارت جنگ قرار گرفت كه بعد از انقلاب اسلامي مجددا زير نظارت وزارت راه وترابري در آمد. در هنگام تشكيل اداره كل هواشناسي در سال 1334 تمامي ايستگاههاي هواشناسي كه توسط بخشهاي مختلف تاسيس شده بودند به اين اداره كل واگذار شد. ايستگاههاي واگذار شده از نوع سينوپتيك ، اقليم شناسي و باران سنجي بودند كه هر يك ديده باني هاي مربوط به خود را انجام مي دادند.

در آن زمان تعداد ايستگاههاي سينو پتيك 34 و اقليم شناسي 107 و باران سنجي 160 بود. گسترش ايستگاههاي هواشناسي و توسعه شبكه آن پس از انقلاب اسلامي شتاب بيشتري پيدا كرده، در سال 1338 هواشناسي ايران به عنوان يكصدو سومين عضو سازمان هواشناسي جهاني به عضويت اين سازمان جهاني در آمد.

سازمان هواشناسي كشور قبل از انقلاب بيشتر در خدمت حمل و نقل هوايي و صنعت هواپيمايي بود و به مسائل هواشناسي كاربردي كمتر توجه مي شد ولي پس از انقلاب اسلامي و با تعيين كشاورزي به عنوان محور اصلي فعاليتهاي اقتصادي كشور، اين سازمان نيز خدمات خود را به سمت كشاورزي متوجه كرد و امروزه توسعه ايستگاهها و بهبود سيستم آمار هواشناسي كشور در جهت ارائه خدمات به بخشهاي تحقيقاتي كشاورزي، دامداري، آبياري و غيره گرايش دارد. امر تحقيقات به عنوان بخشي از فعاليتهاي مستمر اين سازمان بدون استفاده از كامپيوتر و اصلاح روشهاي جمع آوري و بايگاني آمار ميسر نبوده و لذا از سال 1362 سعي شد با تجهيز مركز كامپيوتر سازمان به يكي از پيشرفته ترين كامپيوتر هاي موجود در جهان و باتبديل نقشه ها و گرافها به صورت ميكرو فيلم ، مجموعه اين مدارك بتواند پژوهشگران رادر دسترسي سريع به اطلاعات ياري كند.

فعالیت رسمی هواشناسی در کرمان از سال 1327 با تاسیس ایستگاه هواشناسی در حومه شهر کرمان و در اراضی جلال آباد آغاز گردید.  سپس در سال 1337 ایستگاه جو بالا کرمان در جوار ایستگاه هواشناسی تاسیس گردید. پس از پیروزی انقلاب، شبکه ایستگاههای هواشناسی گسترش یافت بطوریکه در حال حاضر 13 ایستگاه سینوپتیک در شهرهای کرمان، بم، سیرجان، انار، شهر بابک، بافت، جیرفت، کهنوج، رفسنجان، زرند، لاله زار، شهداد و راوردائر می باشد.  5 ایستگاه  فرودگاهی، 90 ایستگاه فعال بارانسنجی و 13 ایستگاه اقلیم شناسی، 5 ایستگاه دیتالاگر باران سنجی، 6 ایستگاه اتوماتیک سینوپتیک و یک ایستگاه جو بالا فعال میباشد.

 با توجه به اهمیت تحقیقات ونوآوری در زمینه مسائل هواشناسی واقلیم شناسی در سال 1376 مرکز تحقیقات هواشناسی کاربردی در کرمان و مقارن با آن، اداره تحقیقات هواشناسی کشاورزی در جیرفت جهت مطالعه بر روی محصولات استراتژیک کشاورزی افتتاح گردید.

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم بهمن 1388ساعت 11:35  توسط مریم سلاجقه  |